برای بسیاری از متخصصان غیرمالی، صحبت دربارهی دادهها، تحلیلها و پیشبینیهای مالی میتواند دلهرهآور باشد. اما حقیقت این است که تسلط بر اصطلاحات تأمین سرمایه یکی از مؤثرترین مهارتهایی است که میتواند مسیر رشد حرفهای شما را هموار کند.
امور مالی، قلب تپندهٔ هر کسبوکار است! از بودجهبندی و استخدام نیرو گرفته تا برنامهریزی منابع و تصمیمگیریهای راهبردی، همه چیز به درک دقیق مفاهیم مالی و اصطلاحات تأمین سرمایه وابسته است.
وقتی مفاهیم مالی را یاد بگیرید، میتوانید بین هزینههای کوتاهمدت و اهداف بلندمدت خود تعادل برقرار کنید و عملکرد تیم یا پروژهتان را با معیارهای عددی و واقعی بسنجید. یک شرکت نمیتواند بدون مدیریت مالی هوشمندانه پایدار بماند.
سلامت مالی سازمان همان ستون فقراتی است که همهچیز بر پایهٔ آن استوار است. درک تأثیر تصمیمات مالی و توانایی توضیح آن برای ذینفعان، یکی از مهمترین مهارتهایی است که مدیر هر کسبوکاری باید در خود تقویت کند. اگر میخواهید گام بلندی در مسیر پیشرفت شغلیتان بردارید، باید با زبان مشترک دنیای کسبوکار آشنا شوید: اصطلاحات و مفاهیم کلیدی تأمین سرمایه.
فرهنگ لغت تأمین سرمایه از A تا Z
در این بخش مجموعهای از اصطلاحات تأمین سرمایه را گردآوردهایم تا به شما در تحلیل بهتر، تصمیمگیری دقیقتر و مدیریت هوشمندانهٔ سرمایه کمک کند.
اصطلاحات تأمین سرمایه با حرف A
در ادامه، مفاهیم و اصطلاحات تأمین سرمایه با حرف A را توضیح میدهیم:
آلفا (Alpha)
آلفا نشاندهندهٔ میزان بازدهی اضافی یک سرمایهگذاری نسبت به ارزش ذاتی آن است. در واقع، آلفا بیان میکند که عملکرد سرمایهگذاری تا چه اندازه از بازده موردانتظار بازار فراتر رفته است. هرچه آلفا بالاتر باشد، عملکرد سرمایهگذاری بهتر بوده است.
مالیات حداقل جایگزین (Alternative Minimum Tax – AMT)
در آمریکا، AMT برای جلوگیری از فرار مالیاتی ثروتمندان ایجاد شد؛ یعنی اگر فردی مالیات خود را با استفاده از معافیتها و کسورات، خیلی پایین بیاورد، دولت همچنان حدأقلی از مالیات را از او میگیرد. در ایران، چنین نظام مستقلی با عنوان مالیات حدأقل جایگزین وجود ندارد؛ اما چند سازوکار قانونی مشابه وجود دارد که عملاً همان نقش را ایفا میکند: یجلوگیری از فرار مالیاتی و اطمینان از پرداخت حدأقل مالیات توسط اشخاص و شرکتها.
- مالیات علیالرأس (تخمینی): اگر شرکت یا فردی دفاتر مالی خود را ارائه نکند یا اسنادش مردود شود، سازمان امور مالیاتی براساس شواهد و قرائن، مالیات حدأقلی تخمینی تعیین میکند.
- حدأقل مالیات برای شرکتهای غیرفعال یا زیانده: شرکتهایی که فعالیت دارند ولی زیان یا درآمد صفر گزارش میدهند، ممکن است مشمول مالیات حدأقلی بر اساس هزینهها یا سرمایهٔ ثبتشده شوند. هدف این است که شرکتها نتوانند با اعلام زیانهای صوری، از پرداخت مالیات فرار کنند.
- حذف یا محدودکردن معافیتهای مالیاتی: دولت ایران در سالهای اخیر دنبال حذف برخی معافیتهای مالیاتی بوده است. این سیاست کارکردی مشابه AMT دارد.
گزارش سالانه (Annual Report)
گزارش سالانه، سندی رسمی و حسابرسیشده است که عملکرد مالی و عملیاتی یک شرکت یا صندوق سرمایهگذاری را در طول سال نشان میدهد. این گزارش به سرمایهگذاران کمک میکند که وضعیت شرکت را ارزیابی کنند و دربارهٔ آیندهی آن تصمیم بگیرند. مطالعهٔ دقیق گزارش سالانه، یکی از مهمترین گامها در تحلیل بنیادی سهام است.
- سالانهشده (Annualized): اصطلاح سالانهشده به روشی اشاره دارد که دادههای مالی کوتاهمدت را به معادلی ۱۲ ماهه تبدیل میکند تا راحتتر بتوان دورههای زمانی را مقایسه کرد.
- نرخ بازده سالانهشده (Annualized Rate of Return): نرخ بازده سالانهشده یا نرخ رشد مرکب، میانگین بازده یک سرمایهگذاری در یک دورهٔ چندساله است که اثر ترکیب سود (Compounding) را نیز در نظر میگیرد.
با فاندیت، کسبوکارها میتوانند بازده واقعی سرمایهگذاری خود را محاسبه کرده و با تحلیل دادهها مالی، سرمایهٔ در گردش خود را بهصورتی بهینه مدیریت کنند.
افزایش ارزش (Appreciation)
افزایش ارزش به رشد قیمت یک دارایی در طول زمان اشاره دارد. این رشد ممکن است بهدلیل تورم، افزایش تقاضا یا بهبود عملکرد دارایی اتفاق بیفتد.
تخصیص دارایی (Asset Allocation)
فرایند تقسیم سرمایه بین انواع مختلف داراییها (مانند وجه نقد، اوراق قرضه و سهام) برای دستیابی به تعادل میان ریسک و بازده است.
کلاس دارایی (Asset Class)
کلاس دارایی به گروهی از داراییها گفته میشود که ویژگیهای مشابهی دارند. سه کلاس اصلی دارایی عبارتاند از:
- سهام (Stocks)
- اوراق قرضه (Bonds)
- داراییهای نقدی (Cash Equivalents)
درک تنوع کلاسهای دارایی به سرمایهگذاران کمک میکند تا سبدی متعادل و پایدار بسازند.
میانگین سررسید (Average Maturity)
در صندوقهای اوراق قرضه، میانگین سررسید نشاندهندهٔ میانگین زمانی باقیمانده تا سررسید اوراق موجود در پرتفوی است. هرچه میانگین سررسید بلندتر باشد، حساسیت صندوق به تغییر نرخ بهره بیشتر و نوسان قیمتی نیز بالاتر خواهد بود. معمولاً میانگین سررسید کوتاهتر، نشاندهندهٔ ثبات بیشتر و ریسک کمتر است.
اصطلاحات تأمین سرمایه با حرف B

صندوق متعادل (Balanced Fund)
صندوق متعادل نوعی صندوق سرمایهگذاری مشترک بوده و هدف آن ایجاد تعادلی میان رشد سرمایه و درآمد ثابت است. این صندوقها معمولاً ترکیبی از سهام عادی، سهام ممتاز و اوراق قرضه را در صنایع و مناطق مختلف نگهداری میکنند تا ریسک کاهش یابد و بازدهی پایدار ایجاد شود.
بازار خرسی (Bear Market)
بازار خرسی به دورهای طولانی از کاهش قیمت سهام گفته میشود؛ معمولاً زمانی که بازار بیش از ۲۰٪ افت را تجربه میکند. در این دوره، بدبینی، رکود اقتصادی و افزایش بیکاری رایج است. بازار خرسی نقطهٔ مقابل بازار گاوی است و معمولاً فرصتهای خرید بلندمدت را برای سرمایهگذاران صبور فراهم میکند.
بازار گاوی (Bull Market)
بازاری که قیمتها در آن روندی صعودی دارند. بهطور کلی اگر کسی باور داشته باشد ارزش یک اوراق یا بازار افزایش خواهد یافت، آن بازار، «گاوی» (bullish) تلقی میشود.
معیار مقایسه (Benchmark)
معیار مقایسه شاخصی است که عملکرد یک پرتفوی یا صندوق سرمایهگذاری مشترک بر اساس آن سنجیده میشود. بهعنوان مثال، شاخص کل بورس یا S&P 500 میتواند معیار مقایسهٔ عملکرد یک صندوق سهامی باشد. درک درست از Benchmarks به سرمایهگذاران کمک میکند تا بازده واقعی و نسبی سرمایهگذاری خود را ارزیابی کنند.
بهترین در کلاس (Best-in-Class)
اصطلاح Best-in-Class به محصول، خدمت یا فردی اطلاق میشود که در دسته یا صنعت خود بهترین عملکرد را دارد. این اصطلاح در سرمایهگذاری پایدار (Sustainable Investing)، به شرکتهایی گفته میشود که در مقایسه با رقبا، عملکرد بهتری در حوزهٔ پایداری و مسئولیت اجتماعی دارند. سرمایهگذاران ESG (محیطزیست، اجتماع و حاکمیت) معمولاً دنبال چنین شرکتهایی هستند.
بتا (Beta)
بتا معیاری برای اندازهگیری نوسان یا ریسک سیستماتیک یک دارایی نسبت به کل بازار است. اگر بتای یک سهم برابر با یک باشد، نوسان آن با بازار برابر خواهد بود. بیش از یک یعنی سهم از بازار پرنوسانتر است و کمتر از یک، یعنی ریسک کمتر. تحلیل بتا به سرمایهگذاران کمک میکند که رفتار قیمتی داراییها را در برابر تغییرات بازار بسنجند.
بلو چیپ (Blue Chip)
این اصطلاح تأمین سرمایه از بازی پوکر گرفته شده است؛ جایی که ژتونهای آبی بیشترین ارزش را دارند. بلو چیپ به شرکتهای بزرگ، باسابقه و با ثبات مالی بالا گفته میشود که بازدهی قابلاعتمادی در در بلندمدت دارند. سهام بلو چیپ معمولاً ریسک پایینتر و سود سهام ثابتتری دارد. سرمایهگذاری در سهام بلو چیپ برای افرادی با دید بلندمدت و ریسکپذیری پایینتر توصیه میشود.
هیئت امناء (Board of Trustees)
هیئت امناء گروهی از افراد منتخب یا منصوب است که وظیفهٔ نظارت و هدایت سیاستهای کلان یک نهاد یا صندوق سرمایهگذاری را به عهده دارند. اعضای هیئت امناء معمولاً تجربهٔ مالی، مدیریتی و حقوقی دارند و از منافع سرمایهگذاران محافظت میکنند.
اوراق قرضه (Bond)
صندوق اوراق قرضه نوعی صندوق سرمایهگذاری مشترک بوده که تمرکز آن بر خرید اوراق قرضهٔ مختلف است. این صندوق به سرمایهگذاران اجازه میدهد با سرمایهای اندک، از بازدهی اوراق بدهی و تنوع سرمایهگذاری بهرهمند شوند. صندوقهای بدهی معمولاً ریسک کمتری نسبت به صندوقهای سهامی دارند.
نقطهٔ شکست (Breakpoint)
نقطهٔ شکست سطحی از سرمایهگذاری در یک صندوق مشترک است که سرمایهگذار در آن مشمول تخفیف در کارمزد فروش (Load) میشود. سرمایهگذاران میتوانند با افزایش مبلغ سرمایهگذاری یا تجمیع چند سرمایهگذاری کوچکتر، به سطح Breakpoint برسند و هزینههای خود را کاهش دهند.
اصطلاحات تأمین سرمایه با C

سرمایه (Capital)
سرمایه به منابع مالی بلندمدتی گفته میشود که برای رشد و توسعهٔ یک شرکت مورداستفاده قرار میگیرند. این منابع معمولاً از انتشار سهام عادی یا ممتاز، سود انباشته یا وامهای بلندمدت تأمین میشوند. سرمایه، ستون اصلی هر کسبوکار برای ادامهٔ فعالیت، توسعه و افزایش سودآوری است.
- سود سرمایه (Capital Gain): سود سرمایه اختلاف مثبت بین قیمت فروش و قیمت خرید یک دارایی یا اوراق بهادار است. بهعبارتی، زمانی که دارایی خود را با قیمتی بالاتر از مبلغ خرید بفروشید، سود سرمایه به دست آوردهاید. این مفهوم در فاندیت برای تحلیل عملکرد سرمایهگذاریها و بهینهسازی بازدهی نقشی کلیدی دارد.
- تاریخ عدم شمول سود سرمایه (Capital Gains Ex-Date): تاریخی است که از آن به بعد، سرمایهگذاران دیگر واجد شرایط دریافت سود سرمایهٔ توزیعشده از سوی شرکت یا صندوق سرمایهگذاری نیستند. آگاهی از این تاریخ برای مدیریت پرتفوی و برنامهریزی مالی اهمیت دارد.
- سود سرمایهٔ بلندمدت (Long-Term Capital Gain): سودی است که از نگهداری دارایی برای مدت بیش از یک سال حاصل میشود. این نوع سود معمولاً مشمول مالیات پایینتری است.
- سود سرمایهٔ کوتاهمدت (Short-Term Capital Gain): زمانی رخ میدهد که دارایی در کمتر از یکسال فروخته شود. این نوع سود معمولاً نوسان بالاتری دارد و برای سرمایهگذاران فعال مناسبتر است.
- سود سرمایه بازسرمایهگذاریشده (Capital Gains Reinvested at NAV): در بسیاری از صندوقهای سرمایهگذاری، سود حاصل از سرمایهگذاری بهصورت خودکار دوباره سرمایهگذاری میشود تا واحدهای بیشتری از همان صندوق براساس ارزش خالص دارایی (NAV) خریداری شود. این کار باعث رشد ترکیبی سرمایه در بلندمدت خواهد شد.
- زیان سرمایه (Capital Loss): زیان سرمایه زمانی رخ میدهد که دارایی با قیمتی کمتر از مبلغ خرید فروخته شود. ثبت دقیق زیانها برای محاسبهٔ مالیات و تحلیل عملکرد سبد سرمایهگذاری، اهمیت زیادی دارد.
ارزش بازار یا سرمایه بازار (Market Capitalization)
سرمایهٔ بازار نشاندهندهٔ ارزش کل یک شرکت در بورس است و با ضرب تعداد کل سهام در قیمت هر سهم محاسبه میشود. این شاخص، معیار اصلی اندازهگیری ارزش شرکتها در بازار سرمایه بوده و مبنای دستهبندی آنها به شرکتهای بزرگ (Large Cap)، متوسط (Mid Cap) و کوچک (Small Cap) محسوب میشود. سرمایهٔ بازار به سرمایهگذاران کمک میکند تا ریسک، فرصت رشد و استراتژی سرمایهگذاری خود را براساس اندازه و موقعیت شرکتها برنامهریزی کنند.
معادلهای نقدی (Cash Equivalents)
معادلهای نقدی شامل ابزارهای مالی کوتاهمدت و کمریسک، مانند اسناد خزانه و قرارداد بازخرید (Repo) هستند. معادلهای نقدی میتوانند بهسرعت و بدون کاهش ارزش، به وجه نقد تبدیل شوند. این داراییها برای حفظ نقدینگی، مدیریت سرمایهٔ در گردش و اطمینان از ثبات مالی شرکتها، اهمیت ویژهای دارند.
مسئولیت اجتماعی شرکت (Corporate Social Responsibility)
مسئولیت اجتماعی شرکتها (CSR) تعهد شرکتها به جامعه، کارکنان و محیطزیست را بیان میکند. شرکتهایی که به CSR پایبند هستند، اعتماد عمومی را با اجرای پروژههای پایدار و مسئولانه افزایش داده، اعتبار برند خود را تقویت کرده و نقش مؤثری در توسعهٔ پایدار جامعه ایفا میکنند.
اوراق قرضهٔ شرکتی (Corporate Bond)
اوراق قرضهٔ شرکتی نوعی اوراق بهادار بدهی و ابزار مالی بلندمدت است که شرکتها برای تأمین سرمایه از سرمایهگذاران صادر میکنند. شرکت در این قرارداد متعهد میشود که اصل سرمایه و سود (بهره) آن را در تاریخ مشخص بازپرداخت کند. این اوراق بهعنوان یکی از گزینههای محبوب سرمایهگذاری برای کسب درآمد ثابت شناخته میشوند و نقش مهمی در تنوعبخشی پرتفوی سرمایهگذاران دارند.
مشارکت و تعامل شرکتی (Corporate Engagement)
مشارکت شرکتی فرایندی است که سهامداران طی آن با مدیران شرکت وارد گفتوگو میشوند تا در زمینهٔ مدیریت ریسک، پایداری و تصمیمات کلیدی شرکت تصمیمگیری کنند. این رویکرد باعث افزایش شفافیت، مسئولیتپذیری و اعتماد ذینفعان میشود و نقش مهمی در بهبود عملکرد و اعتبار شرکت دارد.
مهلت پایانی (Cut-off Time)
مهلت پایانی زمان مشخصی از روز است که پس از آن، سفارشهای خرید یا فروش واحدهای صندوق سرمایهگذاری برای همان روز پذیرفته نمیشوند. آگاهی از این زمان برای سرمایهگذارانی که با نوسانات روزانه، بازار کار میکنند حیاتی است.
امانتدار یا متولی (Custodian)
امانتدار، بانکی است که داراییهای صندوقهای سرمایهگذاری را نگهداری، معاملات پرتفوی را تسویه و دادههای لازم برای محاسبهٔ ارزش خالص دارایی (NAV) را جمعآوری میکند. نقش امانتداران در حفظ امنیت سرمایه، شفافیت مالی و اطمینان سرمایهگذاران بسیار حیاتی است.
توزیع کشوری (Country Breakdown)
توزیع کشوری نمایی از ترکیب جغرافیایی پرتفوی سرمایهگذاری بوده و نشان میدهد چه میزان از داراییها در هر کشور متمرکز شده است. این داده برای تحلیل ریسک جغرافیایی، مدیریت ریسک و تنوعبخشی هوشمند سرمایهگذاری اهمیت زیادی دارد.
اصطلاحات تأمین سرمایه با حرف E

یکپارچهسازی معیارهای ESG
سرمایهگذاری پایدار بهمعنای گنجاندن نظاممند عوامل مالی مرتبط با محیطزیست، اجتماعی و حاکمیت در تحلیل و تصمیمگیریهای سرمایهگذاری است:
- محیطزیست (Environmental): شامل انتشار کربن، رعایت مقررات زیستمحیطی، مدیریت منابع آب و پسماند؛
- اجتماعی (Social): مرتبط با حقوق و رفاه افراد و جوامع، شامل مدیریت نیروی کار، سلامت و ایمنی؛
- حاکمیت (Governance): شامل ساختار هیئتمدیره، سیاستهای جبران خدمات مدیران و نظارت شرکتی.
این رویکرد به سرمایهگذاران کمک میکند تا تصمیمات هوشمندانهای بگیرند و ریسکها و فرصتهای مالی را بهتر مدیریت کنند.
سود هر سهم (Earnings Per Share – EPS)
سود هر سهم (EPS) نشاندهندهٔ بخشی از سود خالص شرکت است که به هر سهم عادی تعلق میگیرد. سود سهم معیار مهمی برای سنجش سودآوری شرکت محسوب میشود. این شاخص به سرمایهگذاران کمک میکند تا عملکرد مالی و بازده سرمایهگذاری خود را ارزیابی کنند.
سهام (Equities)
سهام یا Equities اوراق بهاداری هستند که مالکیت یک شرکت را نشان میدهند. معمولاً به شکل سهام عادی (Common Stock) صادر میشوند و دارندگان آن میتوانند از سودآوری شرکت و افزایش ارزش سهام آن بهرهمند شوند.
- صندوق سهامی (Equity Fund): صندوق سهامی یک صندوق سرمایهگذاری مشترک است که بیشتر سرمایهٔ خود را در سهام عادی و ممتاز شرکتها قرار میدهد. این صندوق برای افرادی مناسب است که تحمل نوسانات بازار را دارند و میخواهند توسط سرمایهگذاری در بازار سهام، بازده بالاتری به دست آورند.
استثناها (Exclusions)
به فرایند حذف برخی سرمایهگذاریها یا صنایع (بر اساس معیارهای ارزشی، اخلاقی یا هنجاری) از پرتفوی گفته میشود. بهعنوان مثال، شرکتها ممکن است صنایع دفاعی، دخانیات یا سوختهای فسیلی را از گزینههای سرمایهگذاری خود حذف کنند تا پرتفویی پایدار و مطابق با ارزشها بسازند.
بدون حق سود تقسیمی (Ex-Dividend)
به زمان بین اعلام سود تقسیمی و تاریخ پرداخت آن گفته میشود. اگر در این بازه سهام خریداری شود، مالک جدید حق دریافت سود تقسیمی اعلامشده را نخواهد داشت. این مفهوم در تصمیمگیریهای مربوط به خرید و فروش سهام اهمیت زیادی دارد.
- تاریخ بدون سود تقسیمی (Ex-Dividend Date): این اصطلاح تأمین سرمایه بهمعنای تاریخی است که پس از آن، خریدار جدید سهم نمیتواند سود تقسیمی دورهٔ جاری را دریافت کند. این تاریخ معمولاً حدود سه هفته پیش از پرداخت سود تعیین میشود.
حق مبادله (Exchange Privilege)
حق مبادله به سرمایهگذاران امکان میدهد تا سرمایهٔ خود را از یک صندوق سرمایهگذاری به صندوق دیگری از همان خانوادهٔ صندوقها منتقل کنند. این ویژگی، انعطافپذیری بالایی در مدیریت پرتفوی فراهم کرده و به بهینهسازی استراتژی سرمایهگذاری کمک میکند.
نسبت هزینه (Expense Ratio)
معیاری است که نشان میدهد چه درصدی از ارزش خالص داراییهای یک صندوق سرمایهگذاری، صرف هزینههای عملیاتی سالانه میشود.
اصطلاحات تأمین سرمایه با حرف F

اهمیت مالی (Financial Materiality)
به رویدادها یا اطلاعاتی گفته میشود که میتوانند بر وضعیت مالی یا عملکرد عملیاتی شرکت تأثیرگذار باشند؛ به همین علت باید در تصمیمات سرمایهگذاری لحاظ شوند. شناسایی اهمیت مالی به سرمایهگذاران و مدیران کمک میکند تا تمرکز خود را بر اطلاعات کلیدی و با ارزش برای ارزیابی و مدیریت ریسک معطوف کنند.
صندوق درآمد ثابت (Fixed Income Fund)
صندوق درآمد ثابت نوعی صندوق سرمایهگذاری یا پرتفوی است که عمدتاً در اوراق قرضه و ابزارهای با درآمد ثابت سرمایهگذاری میکند. این صندوقها معمولاً تاریخ سررسید مشخص یا تضمین بازپرداخت کامل سرمایه ندارند؛ اما با هدف ایجاد جریان درآمدی پایدار و مدیریت ریسک برای سرمایهگذاران طراحی شدهاند.
اوراق بهادار با درآمد ثابت (Fixed Income Security)
اوراقی هستند که به سرمایهگذاران بازده مشخص و منظمی ارائه میکنند. این نوع سرمایهگذاریها شامل اوراق قرضهٔ دولتی، شرکتی یا ابزارهای مالی کوتاهمدت میشوند و برای افرادی مناسب است که دنبال جریان نقدی پایدار و ریسک کمتری در پرتفوی خود هستند.
صندوق (Fund)
صندوق سرمایهگذاری مجموعهای از سرمایههای جمعآوریشده از سرمایهگذاران است که برای خرید و مدیریت اوراق بهادار استفاده میشود. دو نوع اصلی صندوق وجود دارد:
- صندوقهای سرمایهگذاری مشترک (Mutual Funds): ارائهشده توسط شرکتهای سرمایهگذاری و مدیریت حرفهای داراییها.
صندوقهای جمعی (Collective Funds): مدیریتشده توسط دپارتمانهای امانی بانکها و مناسب برای سرمایهگذاران با اهداف بلندمدت.
از مزایای صندوقها میتوان به امکان تنوعبخشی پرتفوی، کاهش ریسک و مدیریت حرفهای سرمایه برای سرمایهگذاران با تجربه و غیرتخصصی اشاره کرد.
اصطلاحات تأمین سرمایه با حرف G

اوراق قرضه سبز (Green Bonds)
نوعی اوراق درآمد ثابت که منابع حاصل از آنها صرف پروژههای دوستدار محیطزیست و مقابله با تغییرات اقلیمی میشود.
- اصول اوراق قرضه سبز (Green Bond Principles): دستورالعملهای داوطلبانه که بر شفافیت و افشاگری تأکید دارند و به یکپارچگی بازار اوراق سبز کمک میکنند.
سرمایهگذاری رشد (Growth Investing)
استراتژی سرمایهگذاری در سهام یا صندوقهایی که سود آنها در حال رشد است و انتظار میرود ادامه پیدا کند.
سهم رشد (Growth Stock)
سهام شرکتهای معتبر و موفقی که سود و درآمدشان بهسرعت در حال رشد است و اغلب سود تقسیمی اندکی پرداخت میکنند (یا اصلاً سودی نمیدهند).
صندوقهای رشد (Growth-Style Funds)
صندوقهایی که تمرکز آنها بر سودهای آینده است. مدیر صندوق در سهامی سرمایهگذاری میکند که سود آنها از متوسط بازار بیشتر بوده و عمدتاً در بخشهای درحالرشد اقتصاد است.
اصطلاحات تأمین سرمایه با حرف I

سرمایهگذاری اثرگذار (Impact Investing)
سرمایهگذاری اثرگذار نوعی از سرمایهگذاری پایدار با هدف بازده مالی و در عین حال، تأثیر مثبت اجتماعی و زیستمحیطی است. این سبک سرمایهگذاری دنبال پروژهها و فرصتهایی است که میتوانندزندگی افراد یا محیطزیست را بهطور ملموس بهبود دهند؛ مانند:
- پروژههای مسکن مقرونبهصرفه؛
- برنامههای آموزش و بهداشت؛
- سرمایهگذاری در انرژیهای پاک و پایدار.
مدیریت سرمایهگذاری (Investment Stewardship)
مدیریت سرمایهگذاری فرایندی است که سرمایهگذاران طی آن با شرکتها تعامل کرده و برای هدایت تصمیمات کلیدی، از حق رأی سهامداران استفاده میکنند. هدف اصلی این رویکرد حفظ منافع سرمایهگذاران، تخصیص مسئولانهٔ سرمایه و ایجاد ارزش بلندمدت برای شرکت و سهامداران است.
- رأیدادن فعالانه در مجامع سهامداران؛
- تعامل با مدیریت شرکتها برای شفافیت و پاسخگویی بیشتر؛
- تمرکز بر استراتژیهای بلندمدت و پایدار.
با استفاده از مدیریت سرمایهگذاری، سرمایهگذاران میتوانند اطمینان حاصل کنند که منابع مالی بهطور مسئولانه و با هدف رشد پایدار تخصیص داده میشوند.
شاخص (Index)
ابزاری است که عملکرد گروهی از سرمایهگذاریها را ردیابی و اندازهگیری میکند. این ابزار به سرمایهگذاران کمک میکند تا روند بازار و بازدهی پرتفوی را بسنجند و عملکرد صندوقها را مقایسه کنند.
تورم (Inflation)
به افزایش سطح عمومی قیمت کالاها و خدمات در اقتصاد گفته میشود. این پدیده معمولاً بهمعنای کاهش قدرت خرید پول است؛ یعنی با همان مقدار پول، کالا و خدمات کمتری قابل خرید خواهد بود. درک تورم برای سرمایهگذاری، برنامهریزی مالی و مدیریت بودجه اهمیت بالایی دارد.
نرخ بهره (Interest Rate)
نرخ بهره نشاندهندهٔ میزان سودی است که صادرکنندهٔ اوراق قرضه به دارندگان آن پرداخت میکند. این نرخ معمولاً بهصورت درصدی از ارزش اسمی اوراق بیان میشود و نقش مهمی در تصمیمگیریهای سرمایهگذاری، ارزیابی ریسک و بازدهی داراییها دارد.
- ریسک نرخ بهره (Interest-Rate Risk): احتمال کاهش ارزش یک اوراق (بهویژه اوراق قرضه) در نتیجهٔ افزایش نرخ بهره.
مشاور سرمایهگذاری (Investment Advisor)
مشاور سرمایهگذاری نهادی است که توسط صندوقهای سرمایهگذاری مشترک یا سرمایهگذاران استخدام میشود تا در مدیریت پرتفوی، تخصیص دارایی و بهینهسازی بازده سرمایهگذاری، مشاورهٔ حرفهای ارائه کنند. این نقش برای تصمیمگیری هوشمندانه و کاهش ریسک سرمایهگذاری حیاتی است.
شرکت سرمایهگذاری (Investment Company)
شرکت سرمایهگذاری نهادی است که سرمایههای جمعی سهامداران را در اوراق بهادار مختلف سرمایهگذاری میکند. این شرکتها شامل صندوقهای سرمایهگذاری مشترک (Mutual Funds)، صندوقهای بسته (Closed-End Funds) و تراستهای سرمایهگذاری واحد (Unit Investment Trusts) هستند و نقش مهمی در تنوعبخشی سرمایه، کاهش ریسک و افزایش بازده سرمایهگذاری ایفا میکنند.
اوراق با رتبهبندی سرمایهگذاری (Investment Grade Bonds)
اوراقی هستند که توسط مؤسسات رتبهبندی اعتباری بهعنوان اوراق کمریسک و مناسب برای سرمایهگذاران محافظهکار ارزیابی میشوند. این اوراق معمولاً بازدهی ثابت و ریسک نکول پایینی دارند و یکی از گزینههای اصلی برای سرمایهگذاری امن و مدیریت ریسک پرتفوی بهشمار میآیند.
هدف سرمایهگذاری (Investment Objective)
هدف سرمایهگذاری، بیانگر استراتژی اصلی و مقصود مالی یک صندوق سرمایهگذاری یا سرمایهگذار است. این هدف مشخص میکند که تمرکز سرمایهگذاری بر رشد سرمایه، ترکیب رشد و درآمد یا ایجاد درآمد پایدار (مانند درآمد معاف از مالیات) باشد. درک هدف سرمایهگذاری به سرمایهگذاران کمک میکند تا صندوق یا پرتفوی مناسبی را بر اساس ریسکپذیری، افق زمانی و اهداف مالی شخصی خود انتخاب کنند.
اصطلاحات تأمین سرمایه با حرف J
اوراق قرضهٔ پرخطر یا جانک (Junk) نوعی از اوراق بدهی هستند که رتبهٔ اعتباری پایینتری (BB یا کمتر) از مؤسسات رتبهبندی دارند. این اوراق معمولاً برای جبران ریسک نکول (عدم بازپرداخت)، بازدهی بالاتری از اوراق باکیفیت ارائه میکنند. سرمایهگذاری در اوراق جانک مناسب افرادی است که تحمل ریسک بالاتری دارند و به دنبال بازده بالقوهٔ بیشتری در برابر احتمال زیان هستند.
اصطلاحات تأمین سرمایه با حرف L

نامهٔ هدف (Letter of Intent)
سندی که معمولاً توسط سرمایهگذار صندوق مشترک امضا میشود تا نیت خود برای سرمایهگذاری مبالغ مشخص طی دورهای معین را اعلام کند. این نامه الزام قانونی ندارد.
نقدشوندگی (Liquidity)
نقدشوندگی به میزان سرعت و سهولت تبدیل دارایی یا سرمایهگذاری به وجه نقد بدون کاهش قابلتوجه در ارزش آن اشاره دارد. صندوقهای سرمایهگذاری مشترک از جمله داراییهای بسیار نقدشونده هستند؛ زیرا سرمایهگذاران میتوانند در هر روز کاری، سهام خود را به ارزش خالص دارایی (NAV) بازخرید کنند. سطح نقدشوندگی بالا یکی از شاخصهای مهم سلامت مالی و مدیریت مؤثر سرمایه در گردش در بازارهای سرمایه است.
کارمزدها (Loads)
کارمزدها هزینههایی هستند که در هنگام خرید یا فروش واحدهای صندوقهای سرمایهگذاری مشترک پرداخت میشوند و میتوانند بر بازده نهایی سرمایهگذار تأثیر بگذارند.
- کارمزد ابتدایی (Front-End Load): مبلغی است که در زمان خرید واحدهای صندوق پرداخت میشود. این نوع کارمزد بهصورت مستقیم از مبلغ سرمایهگذاری کسر خواهد شد.
- کارمزد انتهایی (Back-End Load): هزینهای است که هنگام بازخرید یا فروش واحدهای صندوق اعمال میشود و معمولاً با گذشت زمان کاهش پیدا میکند.
- صندوق بدون کارمزد (No-Load Fund): صندوقی است که هیچ کارمزد فروشی دریافت نمیکند. تمام مبلغ سرمایهگذاریشده وارد پرتفوی میشود.
استراتژی سرمایهگذاری بلندمدت (Long-Term Investment Strategy)
یک رویکرد سرمایهگذاری که تمرکز آن بر کسب بازده پایدار و رشد سرمایه در طولانیمدت است و نوسانات کوتاهمدت بازار سهام یا اوراق را نادیده میگیرد. سرمایهگذاران بلندمدت معمولاً بر تحلیل بنیادی شرکتها و روندهای اقتصادی تمرکز میکنند تا تصمیمات هوشمندانه و پایدارتری بگیرند.
اصطلاحات تأمین سرمایه با حرف M

کارمزد مدیریت (Management Fee)
مبلغی که صندوق سرمایهگذاری مشترک بابت مدیریت پرتفوی و ارائهٔ خدمات حرفهای به به مشاور سرمایهگذاری پرداخت میکند.
قیمت بازار (Market Price)
قیمت جاری و قابلمعامله یک دارایی در بازار سرمایه که معمولاً براساس عرضه و تقاضا تعیین میشود.
ریسک بازار (Market Risk)
احتمال کاهش بازده سرمایهگذاری یا رسیدن آن به سطحی کمتر از بازده موردانتظار بهدلیل نوسانات کلی بازار.
زمانبندی بازار (Market Timing)
استراتژی پرریسکی که در آن، سرمایهگذار بر اساس پیشبینی حرکت بازار، خرید و فروش اوراق را انجام میدهد تا بیشترین بازده را کسب کند.
سررسید (Maturity)
تاریخی که در اوراق بدهی مشخص میشود و در آن اصل سرمایه باید بازپرداخت شود.
توزیع سررسید (Maturity Distribution)
تقسیمبندی اوراق موجود در پرتفوی بر اساس تاریخ سررسید، برای مدیریت ریسک و نقدشوندگی پرتفوی.
ارزش بازار میانه (Median Market Cap)
نقطه میانی ارزش بازار سهام موجود در پرتفوی؛ به این معنا که ارزش نیمی از سهام از بازار بالاتر و نیمی دیگر، پایینتر است.
صندوق بازار پول (Money Market Mutual Fund)
صندوق سرمایهگذاری کوتاهمدت و کمریسکی که با هدف حفظ اصل سرمایه و کسب درآمد در اسناد خزانه، گواهی سپردهٔ کوتاهمدت و سایر اوراق با نقدشوندگی بالا سرمایهگذاری میکند.
رتبهبندی مورنینگاستار (Morningstar Ratings)
سیستمی برای رتبهدهی به صندوقهای سرمایهگذاری (مشترک، بسته و صندوقهای بازنشستگی) از یک تا پنج ستاره، براساس عملکرد تعدیلشده با ریسک.
صندوق سرمایهگذاری مشترک (Mutual Fund)
صندوقی که توسط یک شرکت سرمایهگذاری مدیریت میشود، منابع مالی را از سرمایهگذاران جمعآوری کرده و در سهام، اوراق قرضه، کالاها یا اوراق بازار سرمایهگذاری میکند.
واژگان سرمایهگذاری با حرف N
تعداد داراییها یا Number of Holdings، تعداد کل اوراق بهادار موجود در پرتفوی یا صندوق است.
واژگان سرمایهگذاری با حرف P

نسبت قیمت به ارزش دفتری (P/B Ratio)
نسبتی است که قیمت بازار هر سهم را بر ارزش دفتری آن (خالص داراییها) تقسیم میکند. این شاخص بهعنوان معیاری برای سنجش ارزشگذاری سهام به کار میرود و نشان میدهد که سرمایهگذاران میخواهند چقدر برای هر واحد دارایی خالص شرکت بپردازند.
- P/B کمتر از ۱: ممکن است سهام کمتر از ارزش واقعی معامله شود (ارزش پایین یا فرصت خرید)؛
- P/B بالاتر از ۱: نشاندهندهٔ قیمت بالاتر از ارزش دفتری و احتمال رشد یا محبوبیت سهام است.
ارزش اسمی (Par Value)
مبلغ ثابتی که اوراق قرضه یا سهام هنگام انتشار دارند و در زمان سررسید یا بازخرید پرداخت میشود. در سهام، ارزش اسمی اغلب عددی نمادین است و کمتر با قیمت بازار ارتباط دارد.
پرتفوی (Portfolio)
مجموعهای سازمانیافته از سرمایهگذاریهای یک فرد یا سازمان که برای رسیدن به اهداف مالی مشخص مدیریت میشود.
- تخصیص پرتفوی (Portfolio Allocation): درصد داراییها که به هر نوع سرمایهگذاری اختصاص مییابد تا ریسک و بازده متعادل شود.
- داراییهای پرتفوی (Portfolio Holdings): سرمایهگذاریها یا اوراق بهاداری که در پرتفوی نگهداری میشوند.
- مدیر پرتفوی (Portfolio Manager): فرد یا نهادی که مسئول تصمیمگیری و مدیریت سرمایهگذاریها برای رسیدن به اهداف پرتفوی است.
تمایل مثبت (Positive Tilt)
رویکردی که پرتفوی را به سمت بخشها یا شرکتهایی با ویژگیهای مثبت (مانند معیارهای ESG) متمایل میکند.
سهام ممتاز (Preferred Stock)
نوعی سهام که دارای سود تقسیمی ثابت است و در پرداخت سود و تقسیم داراییها درصورت انحلال شرکت، نسبت به سهام عادی اولویت دارد. ویژگیهای این سهام ترکیبی از ویژگیهای سهام عادی و اوراق قرضه است.
پرمیوم (Premium)
مقداری که اوراق یا سهام، بالاتر از ارزش اسمی خود فروخته میشود. این مبلغ معمولاً نشاندهندهٔ ارزش اضافی یا محبوبیت دارایی در بازار است و میتواند ناشی از سودآوری بالاتر، نقدشوندگی بهتر یا تقاضای زیاد برای آن دارایی باشد.
نسبت قیمت به درآمد (P/E Ratio)
قیمت هر سهم تقسیم بر سود هر سهم است و نشان میدهد که سرمایهگذاران حاضرند چند برابر سود شرکت را پرداخت کنند.
بیانیهٔ عرضه (Prospectus)
سند رسمی که اطلاعات ضروری دربارهٔ یک سرمایهگذاری یا صندوق مشترک (اهداف، مدیران، سیاستها، ریسکها و کارمزدها) را ارائه میکند.
قیمت عرضهٔ عمومی (Public Offering Price – POP)
قیمت خرید یک سهم صندوق مشترک که شامل کارمزد فروش نیز میشود.
واژگان سرمایهگذاری با حرف Q
یکی از رایجترین اصطلاحات تأمین سرمایه، توزیع کیفیت یا Quality Distribution است؛ این یعنی: تقسیمبندی پرتفوی سرمایهگذاری براساس رتبهٔ اعتباری یا کیفیت اوراق بهادار. این معیار به سرمایهگذاران کمک میکند تا ریسک اعتباری پرتفوی خود را تحلیل کنند و تصمیمات بهتری بگیرند.
واژگان سرمایهگذاری با حرف R
ضریب تعیین (R²)
درصد تغییرات بازده یک صندوق سرمایهگذاری که با تغییرات شاخص معیار (Benchmark) قابل توضیح است؛ مقدار بین ۰ تا ۱۰۰ نشاندهندهٔ میزان همبستگی صندوق با شاخص است.
رتبهبندی اعتباری (Ratings)
ارزیابی کیفیت و اعتبار اوراق بدهی توسط مؤسسات رتبهبندی مستقل که سرمایهگذاران با استفاده از آن میتوانند ریسک نکول اوراق را بسنجند.
رکود (Recession)
بهمعنای کاهش فعالیت اقتصادی در سطح کلان.
بازخرید (Redemption)
عمل فروش یا بازخرید سهام یک صندوق سرمایهگذاری مشترک توسط سرمایهگذار به منظور دریافت نقدینگی.
گزینهٔ بازسرمایهگذاری (Reinvestment Option)
امکانی که سود تقسیمی یا سود سرمایهٔ صندوق بهطور خودکار برای خرید واحدهای بیشتر صندوق سرمایهگذاری میشود تا ارزش سرمایه افزایش یابد.
ریسک نسبی و بازده احتمالی (Relative Risk and Potential Return)
تحلیل رابطهٔ بین میزان ریسک قابلپذیرش و بازده بالقوه یک سرمایهگذاری برای تصمیمگیری هوشمندانه در تخصیص داراییها.
حق تجمیع خرید (Rights of Accumulation)
حق سرمایهگذار برای انجام چندین خرید کوچک و تجمیع آنها بهمنظور بهرهمندی از کارمزد کمتر یا تخفیفهای مرتبط با حجم سرمایهگذاری.
تحمل ریسک (Risk Tolerance)
سطحی که سرمایهگذار قادر است نوسانات ارزش سرمایه و تغییرات بازده را بپذیرد؛ بدون اینکه از برنامهٔ سرمایهگذاری خود خارج شود.
واژگان سرمایهگذاری با حرف S
کارمزد فروش (Sales Charge)
مبلغی که هنگام خرید برخی صندوقها (معمولاً از طریق کارگزار) دریافت میشود. این کارمزد معمولاً برای پوشش هزینههای توزیع صندوق اعمال میشود.
بخش (Sector)
گروهی از اوراق بهادار مشابه، مانند سهام یک صنعت خاص.
تقسیمبندی بخشی (Sector Breakdown)
نمایی از ساختار پرتفوی براساس صنایع مختلف که به سرمایهگذار کمک میکند ریسک صنعتی و تنوع سرمایهگذاری را تحلیل کند.
اوراق بهادار (Securities)
اصطلاح کلی برای انواع سرمایهگذاریها مانند سهام، اوراق قرضه و سایر ابزارهای مالی.
سهم (Share)
واحد مالکیت در یک سرمایهگذاری، مانند یک سهم سهام یا واحد صندوق سرمایهگذاری.
کلاسهای سهام (Share Classes)
انواع مختلف واحدهای یک صندوق مشترک که ساختار کارمزد و هزینههای مدیریتی متفاوتی دارند.
نسبت شارپ (Sharpe Ratio)
شاخصی برای سنجش بازده تعدیلشده با ریسک؛ هرچه این عدد بالاتر باشد، سرمایهگذاری عملکرد بهتری نسبت به ریسک خود داشته است.
سرمایهگذاری کوتاهمدت (Short-Term Investment)
داراییهایی که کمتر از یکسال نگهداری میشوند و معمولاً نقدشوندگی بالا و ریسک پایینی دارند.
اوراق اجتماعی (Social Bonds)
اوراقی که منابع آن صرف پروژههای اجتماعی مانند آموزش، بهداشت و خدمات اجتماعی میشود.
انحراف معیار (Standard Deviation)
شاخص آماری برای اندازهگیری نوسان یا پراکندگی بازدهها نسبت به میانگین. هرچه انحراف معیار بالاتر باشد، ریسک سرمایهگذاری بیشتر است.
اطلاعات تکمیلی (SAI)
سندی همراه با بیانیهٔ عرضه که جزئیات بیشتری دربارهٔ صندوق ارائه میکند.
سهام (Stock)
اوراقی که نشاندهندهٔ مالکیت بخشی از یک شرکت هستند و معمولاً بهعنوان سرمایهگذاری بلندمدت نگهداری میشوند.
سهامدار (Stockholder)
شخص یا نهادی که مالک سهام عادی یا ممتاز یک شرکت است و علاوه بر مشارکت در سود، حقوق مالکیتی دارد.
اوراق پایدار (Sustainability Bonds)
اوراقی که منابع آن صرف پروژههای سبز محیطزیستی و اجتماعی میشود و به سرمایهگذاران کمک میکند با هدف مالی و اجتماعی سرمایهگذاری کنند.
سرمایهگذاری پایدار (Sustainable Investing)
رویکردی بلندمدت که علاوه بر بازده مالی، عوامل زیستمحیطی، اجتماعی و حاکمیتی (ESG) را نیز در تصمیمات سرمایهگذاری لحاظ میکند.
اوراق پیوند خورده به پایداری (Sustainability-Linked Bonds)
اوراقی که شرایط مالی یا ساختاری آنها بر اساس تحقق اهداف ESG ناشر تغییر میکند و سرمایهگذاران را به مشارکت در اهداف پایدار تشویق میکند.
طرح سرمایهگذاری منظم (Systematic Investment Plan – SIP)
خدمتی که به سرمایهگذاران اجازه میدهد بهطور منظم و دورهای (مثلاً از طریق برداشت خودکار از حساب بانکی) در صندوقهای مشترک سرمایهگذاری کنند و ریسک زمانبندی بازار را کاهش دهند.
واژگان سرمایهگذاری با حرف T
درآمد معاف از مالیات (Tax-Exempt Income)
درآمدی که مشمول مالیات بر درآمد نمیشود.
سرمایهگذاری موضوعی (Thematic Investing)
رویکرد سرمایهگذاری که سرمایهگذار در آن براساس یک موضوع یا ارزش خاص (مانند انرژی تجدیدپذیر) داراییهای خود را انتخاب میکند.
افق سرمایهگذاری (Time Horizon)
مدتزمانی که سرمایهگذار قصد دارد سرمایهٔ خود را در یک دارایی یا اوراق بهادار نگه دارد. تعیین افق سرمایهگذاری، به انتخاب استراتژی و مدیریت ریسک کمک میکند.
داراییهای برتر در پرتفوی (Top Holdings)
بزرگترین داراییها یا سهام موجود در یک پرتفوی براساس ارزش سرمایهگذاری.
بازده کل (Total Return)
شامل تمام سودهای نقدی (مانند بهره و سود تقسیمی) و تغییرات قیمت دارایی در یک بازهٔ زمانی مشخص.
خطای ردیابی (Tracking Error)
میزان اختلاف بازده یک پرتفوی با شاخص معیار. خطای ردیابی پایینتر، نشاندهندهٔ همسویی بیشتر پرتفوی با شاخص است.
کارگزار انتقال (Transfer Agent)
نهاد (معمولاً بانک) که ثبتنام سهامداران، مدیریت اوراق و انتقال مالکیت را انجام میدهد و نقشی کلیدی در شفافیت سرمایهگذاریها دارد.
امین/متولی (Trustee)
فرد یا نهادی که مسئولیت قانونی مدیریت داراییها یا صندوق سرمایهگذاری را بهعهده دارد و امنیت و انطباق با قوانین را تضمین میکند.
نسبت گردش پرتفوی (Turnover Ratio)
نسبتی که نشان میدهد چه درصدی از داراییهای صندوق در یک دورهٔ مشخص خرید و فروش شده است. معمولاً نسبت گردش بالاتر به هزینههای معاملاتی و فعالیت بیشتر پرتفوی اشاره دارد.
واژگان سرمایهگذاری با حرف V
ارزشگذاری (Valuation)
فرایند برآورد ارزش واقعی یک شرکت یا دارایی است و مبنای تصمیمگیری سرمایهگذاران برای خرید یا فروش داراییها محسوب میشود.
سرمایهگذاری ارزشی (Value investing)
رویکردی که سرمایهگذاران در آن سهام یا داراییهایی را خریداری میکنند که کمتر از ارزش واقعیشان معامله میشوند و انتظار دارند با گذر زمان، بازار به قیمت واقعی آنها نزدیک شود.
سهام ارزشی (Value stock)
سهامی که معمولاً کمتر مورد توجه بازار است و با قیمتی پایینتر از ارزش بنیادی خود معامله میشود. این سهام گزینهای محبوب برای سرمایهگذاران ارزشی است.
صندوقهای ارزشی (Value-style funds)
صندوقهایی که بر خرید سهام بنیادی و کمتر از ارزش واقعی خود متمرکزاند دارند و سعی میکنند با استراتژی سرمایهگذاری ارزشی، بازده بلندمدتشان را افزایش دهند.
نوسان (Volatility)
معیاری برای شدت و فراوانی تغییرات قیمت یا ارزش یک دارایی. هرچه نوسان بیشتر باشد، ریسک سرمایهگذاری بالاتر است و احتمال تغییرات شدید ارزش دارایی وجود دارد.
واژگان سرمایهگذاری با حرف W
میانگین موزون ارزش بازار (Weighted Avg. Market Cap)
میانگینی است که در آن ارزش بازار هر شرکت براساس وزن آن در شاخص یا پرتفوی در نظر گرفته میشود. این معیار نشان میدهد که شرکتهای بزرگتر چه میزان بر عملکرد کلی شاخص یا پرتفوی تأثیر دارند.
میانگین موزون سررسید (Weighted Avg. Maturity)
میانگینی از مدتزمان باقیمانده تا سررسید تمامی اوراق موجود در یک پرتفوی، با در نظرگرفتن وزن هر اوراق براساس سهم آن در کل سرمایهگذاری. این شاخص که نشان میدهد پرتفوی چقدر به تغییرات نرخ بهره حساس است؛ هرچه WAM بلندتر باشد، نوسانات ارزش پرتفوی نیز در برابر تغییر نرخهای بهره بیشتر خواهد بود.
واژگان سرمایهگذاری با حرف Y
از ابتدای سال تا کنون (ِYTD: Year-to-Date)
بازده سرمایهگذاری از ابتدای سال جاری تا امروز.
Yield – بازده/سود سرمایهگذاری
درصد سود سالانهٔ سرمایهگذاری نسبت به قیمت فعلی دارایی (مثلاً بهرهٔ اوراق یا سود تقسیمی سهام).
بازده تا سررسید (YTM: Yield to Maturity)
نرخ بازدهی موردانتظار اگر یک اوراق قرضه تا زمان سررسید نگهداری شود.
توزیع بازده تا سررسید (Yield to maturity distribution)
میانگین بازده اوراق موجود در یک پرتفوی، درصورت نگهداری تا سررسید.
کلام آخر
با تسلط بر مفاهیم و اصطلاحات تأمین سرمایه، مسیر رشد خود را هموار کنید! با درک و تسلط بر اصطلاحات کلیدی مالی میتوانید درکی عمیقتر از وضعیت کسبوکار خود بهدست آورید، عملکرد تیم و واحدهای مختلف را تحلیل کنید و تأثیر واقعی تصمیمات مالی بر رشد سازمان خود را بسنجید. فاندیت با تأمین سرمایهٔ مبتنی بر درآمد، ابزارهای مالی هوشمند و راهکارهای نوین سرمایهگذاری، به شما کمک میکند تا این مفاهیم را در عمل به کار بگیرید و رشد پایدار کسبوکار خود را تضمین کنید.






